د ب

سخنان پایانی حکیم ارد بزرگ با ایرانیان :


- ایرانیان همواره اندیشمندان و سرآمدان خویش را تنها می گذارند تا پس از قتل و مرگ آنها سوگواری کنند .

- بهترین سالهای زندگی خویش را برای آگاهی بخشی ایرانیان فدا کردم امروز می بینم از دیوانسالارش تا آموزگارش همه به ریشم می خندند نفرین بر این چرخ روزگار ... فقط عشق به مام میهن مرا زنده نگاه داشت .

- همه عمر در نوشته هایم به همگان از شور و عشق و شادی گفتم ، امروز برای خود پروازی ابدی آرزومندم تا از این همه ناآگاهی مردم سرزمینم نجات یابم ... ایران من ، تو خود دیدی که ارد برای تو زیست برای تو نالید و برای تو نغمه دوباره شکفتن را سرود .

- نهایت عشق مجنون مرگ بود بر پای لیلی و نهایت عشق لیلی مرگ در پای مجنون ... امروز زمان رفتن من است در پای میهن ...

- سالها در دخمه ی تاریک خود را حبس کردم تا بتوانم در تنهایی خویش راهی برای نجات سرزمینم بیابم  و امروز می گویم کاش در همان دخمه مدفون می شدم و اینهمه ریاکاری و نادانی و دانش ستیزی نمی دیدم .

- در کتاب سرخ من همواره امید و شور عشق و شادی بیداد می کند آه که مردم من خود کشتارگر امید و شور و عشق و شادیند ...

- هیچ گاه هیچ کس وسعت تنهایی مرا ندید و از این روی به تنها وارثم دخترم "غزاله"  می گویم جایی مرا به خاک برسان که تنها میهن پاکم ایران بداند و بس !....

- فردوسی بزرگ هم در آغوش دخترش تنها بمرد و مردم نادان تکفیرش نمودند بگذار مرا هم تکفیر کنند چون من از منش و کردار مرده پسند آنها بیزارم .

- عشق ، زندگی و امید را ، همه در برابرم سر بریدند کاش خودم را هم سر به نیست می کردند تا از این سیاهچال نادانی نجات می یافتم ...

- نام ارد تنها تفسیرش عشق به میهن و سربلندی نام ایران است من به هیچ کیش و گروه دیگری وابسته نبودم و نیستم ...

- دیگر تا پایان زندگی نخواهم نوشت . چون تنها شنونده ام خودم هستم و بس ... بدرود هم میهنان ناشنوا و نابینای من ...


/ 1 نظر / 7 بازدید
بهاری

خانم دریاباری با دیدین این همه مطلب در وبلاگهای شما واقعا متعجب شدم شما خیلی پر کار هستین بهتون خسته نباشید میگم امیدوارم در کارتون موفق باشین که هستین